تیتر اخبار | < بایگانی
به مناسبت فرارسیدن اعیاد شعبانیه:
تخفیف ویژه آثار مرکز بین المللی نشر اسراء
حجت الاسلام و المسلیمن مرتضی جوادی آملی در گفت و گو با جماران؛
برای رفع بلیّه ی فراگیری که به همه اقشار ضرر وارد کرده، باید یک اراده جمعی وجود داشته باشد
حجت الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی درگفت وگو با شفقنا:
اگر عقلانیت در جامعه نباشد دین هرگز در جامعه نمودار نمی‌شود

دیگر اخبار
پیام تسلیت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در پی ارتحال آيت الله سيد جعفر كريمى

پیام تسلیت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در پی ارتحال آيت الله سيد جعفر كريمى

حضرت ابوالفضل العباس(ع) و فضیلت حشر با فرشتگان

حضرت ابوالفضل العباس(ع) و فضیلت حشر با فرشتگان

شناخت مقام و منزلت امام حسین(ع) از منظر آیت الله العظمی جوادی آملی

شناخت مقام و منزلت امام حسین(ع) از منظر آیت الله العظمی جوادی آملی

ماه شعبان، ماه پیامبر(ص) و صدر و ذیل آن رحمت است

ماه شعبان، ماه پیامبر(ص) و صدر و ذیل آن رحمت است

تخفیف ویژه آثار مرکز بین المللی نشر اسراء

تخفیف ویژه آثار مرکز بین المللی نشر اسراء

نمایشگر دسته ای مطالب

شناسه : 25119709
آیت الله العظمی جوادی آملی در همایش «آموزگار فقاهت» بیان داشتند:


پایگاه اطلاع رسانی اسراء: به مناسبت پنجاهمین سالروز ارتحال آیت‌الله‌ سید محمد محقق داماد(ره) همایش ملی «آموزگار فقاهت» روز 12 دی‌ماه 98 با سخنرانی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی و حضور برخی دیگر از مراجع عظام تقلید، مدیر کل حوزه های علمیه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علما و محققین، در پژوهشکده علامه طباطبایی قم برگزار شد

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: به مناسبت پنجاهمین سالروز ارتحال آیت‌الله‌ سید محمد محقق داماد(ره) همایش ملی «آموزگار فقاهت» روز 12 دی‌ماه 98 با سخنرانی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی و حضور برخی دیگر از مراجع عظام تقلید، مدیر کل حوزه های علمیه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علما و محققین، در پژوهشکده علامه طباطبایی قم برگزار شد.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در این مراسم در سخنانی اظهار داشتند: آنچه که در این بزرگداشت مطرح است این است که اولاً مکتبی که ما در سایه آن پرورش می‌یابیم یک فرّاشانی دارد، یک اصولی دارد، یک آموزگارانی دارد و یک راه و هدفی که اینها باید به درستی تبیین شود.

ایشان ادامه دادند: فرّاشان هر بزرگداشت علمی، هر حوزه‌ای و هر دانشگاه الهی و اسلامی، فرشتگان‌اند! درست است که مسئولان، آن همایش را آماده می‌کنند ولی فرّاش اصلی مجالس و محافل دینی و علمی فرشتگان‌اند! طبق این روایات نورانی که «إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْم‏» آنکه رفت تا علمی یاد بگیرد، روی بال فرشته نشسته است. او باید بفهمد، که در چنین جایگاهی باید چکار کند و فرشته برای چه کسی بال خود را فرش می‌کند؟ بال فرشته چیست؟ هدف فرشته چیست؟ پرشگاه فرشته چیست؟ پایان پرش فرشته‌ها چیست؟ در سوره «فاطر» در خصوص بال فرشته فرمود ﴿جَاعِلِ الْمَلاَئِكَةِ رُسُلاً أُوْلِی أَجْنِحَةٍ مَّثْنَی وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ﴾  این مهم، یا کسی مانند جعفر طیاری می‌خواهد که علیه کفر بجنگد و دو دست بدهد و دو بال بگیرد! یا آن شیخ و سیدی را می خواهد که للّه درس بخواند، نه بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد، نه بازی کند و نه او را بتوان بازی داد! هر کسی این لیاقت را ندارد که روی بال فرشته بنشیند! یک سید محمد محقق داماد یزدی می‌طلبد که عمری را روی بال فرشته بنشیند.

معظم له تصریح داشتند: فرشته وقتی بال پهن کرد یعنی ای شیخ، ای سید! وقتی اینجا نشستی باید بال در بیاوری، وقتی بال درآوردی باید پرواز کنی، پرواز از جهت نه در جهت! بعد از پَر درآوردن و آموختن آیین پرواز کردن، جهت‌یابی مهم است که انسان به کدام سمت حرکت کند؟ چه می‌خواهد؟ آن پرنده ای که در جهت حرکت می کند، از غرب به شرق می‌آید یا از شرق به غرب، این به طمع طمعه می‌آید، این مرغ باغ ملکوت نیست!

آیت الله العظمی جوادی آملی با اشاره به روایتی از امام محمد باقر علیه السلام اذعان داشتند: امام باقر(سلام الله علیه) آن طوری که مرحوم شیخ مفید(رضوان الله علیه) نقل کرد فرمود: «مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَنْ یلِجَ مَلَكُوتَ السَّمَاءِ حَتَّى یتِمَّ قَوْلَهُ بِعَمَلٍ صَالِحٍ»  اصلاً ما را آوردند تا بشویم «ملکوت»! اگر مُلکی فکر کنیم فرق زیادی بین ما و مرغ‌های هوایی که به طمع طعمه پرواز می کنند، وجود نخواهد داشت. فرمود از همان اول که طلبه وارد حوزه می‌شود برای این است که پر در بیاورد، از جهت پرواز کند نه در جهت. پس وظیفه این است و هستند مردان الهی که این راه را پیمودند که نمونه‌شان سیدنا الاستاد امام راحل، سیدنا الاستاد محقق داماد، سیدنا الاستاد علامه طباطبایی و سایر علما و مراجع بزرگواری  است که ما از محضرشان علم آموختیم.

ایشان تاکید داشتند: اگر کسی مؤمن شد، عالم شد و در صراط دین قرار گرفت، چنین شخصی دیگر جایش مُلک نیست! این جایش ملکوت است! خدا فرمود ما ملکوت را نشان ابراهیم خلیل دادیم، شما هم می توانید نگاه کنید. اما برای اینکه «نگاه کردن» به «دیدن» و «نظر» به «رویت» برسد تلاش و کوشش جدی لازم است. اینکه در سوره مبارکه «انبیاء» فرمود: ﴿وَ كَذلِكَ نُری إِبْراهیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏﴾، ﴿نُری‏﴾ فعل مضارع و مفید استمرار است یعنی ما مرتّب ملکوت را نشان خلیلمان می دهیم. در سوره «اعراف» به ما نیز فرمود چرا به ملکوت نگاه نمی‌کنید؟ ﴿أَ وَ لَمْ ینْظُرُوا فی‏ مَلَكُوتِ‏﴾ نظر برای آن است که به رؤیت برسد، اگر نظر به رؤیت نرسد چه فایده؟ فرمود شما شناسنامه دارید و بچه‌های ابراهیم خلیل هستید، ﴿مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ﴾ این ﴿مِّلَّةَ﴾ منصوب به اغراء است که در پایان سوره مبارک «حج» آمده است ﴿مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ﴾ یعنی دین پدرتان را بگیرید، شما که شناسنامه دارید، بچه خلیل حق‌اید، او اهل رؤیت بود، شما اهل نظر باشید بلکه ببینید! مکتب اسلام، مکتب رؤیت ملکوت است.

معظم له با اشاره به دیدگاه ملکوتی مرحوم صاحب جواهر اظهار داشتند: ببینید صاحب جواهر چگونه ملکوتی می‌اندیشد؟ شما ببینید این درس فقه را همه علماء گفتند، این علم اصول را همه گفتند، اما قلم صاحب جواهر و امثال صاحب جواهر که اساتید ما را پروراندند، قلم، قلم ملکوتی است، چون خود دین، دین ملکوتی است، این مکتب، مهیمن بر مکاتب است، در فقه شما وقتی می‌رسید به مسئله نماز، یک سلسله احکام فقهی است و سرجایش محفوظ است اما آنکه در این کتاب‌های فقهی دقیق و رقیق آمده دو بیان نورانی است یکی در نهج البلاغه است یکی در أمالی مرحوم مفید است که نماز در بعضی از تعبیرات چشمه و در بعضی از تعبیرات نهر است، این یک نهر روانی است که شبانه‌روز پنج بار آدم در این نهر شنا می‌کند، در نتیجه انسان چگونه پاک نباشد؟ جواهر با این دید و با این منظر کتاب صلات را نوشته است. رسیده به کتاب صوم، در صوم چه نوشته؟ مرحوم صاحب جواهر در اول جواهر می نویسد می‌دانید صوم یعنی چه؟ روزه یعنی فرشته شدن! فرمود فضیلت روزه این است که انسان را فرشته می‌کند! این همان شهود ملکوت است! این همان مهیمن بودن است!

در بخش زکات می نویسد خدا غریق رحمت کند شیخ طوسی را ایشان در تبیان  این لطیفه را دارد ﴿خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِم بِها﴾  فرمایش ایشان این است که این ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ ضمیرش مؤنث است و به صدقه برمی‌گردد یعنی خود صدقه پاک‌کننده است، صدقه بدهید تا جزء مطهرین بشوید! مطهرین نظیر آقای محقق داماد، حضرت امام(ره)، علامه طباطبایی و آقای آملی بزرگ و این گونه از بزرگان‌اند که نه اهل بازی‌اند نه می‌شود اینها را بازی داد، قرآن فرمود این دو گروه نجات پیدا می‌کنند؛ مردان الهی کسانی‌اند که نه اهل بازی‌اند ﴿عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾  نه می‌شود آنها را بازی داد ﴿لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لاَ بَیعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ﴾ .

آیت الله العظمی جوادی آملی ادامه دادند: اینها صبغه‌های ملکوتی مکتب است، لذا کسی که این حرف‌ها را نشنیده نمازش هم درست است اما این نمازی نیست که ﴿وَ یعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ﴾ در آن باشد، همین نماز عادی است و بهشت اجر آن است.

معظم له تصریح داشتند: قرآن فرمود ما حرف تازه‌ای داریم، فرمود ما نیامدیم که حرف موسی و عیسی و انبیای قبلی را تشریح کنیم، گرچه آنها را تصدیق می کنیم: ﴿مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ﴾ اما بر همه آنها هیمنه داریم؛ یعنی حرف تازه داریم، درباره هیچ پیغمبری ویژگی «مهیمن» نیامده، فقط درباره رسول خاتم است که فرمود تو گذشته از تصدیق «ما سلف» ﴿وَ مُهَیمِناً عَلَیهِ﴾ هستی و حرف تازه داری! هیمنه، سیطره و سلطنت فقط و فقط مال قرآن کریم است! حوزه علمیه قم و دیگر حوزه‌های علمیه باید حرف تازه‌ای که اسلام آورده و هیچ مکتب دیگری اعم از مکاتب آسمانی و زمینی آن را نیاورده اند، ارزیابی کند و این کار مردان الهی می‌طلبد که آن هیمنه را بفهمند و به قدر فهمشان آن را به دیگران عرضه کنند.

ایشان به اهمیت «نوآوری» در پژوهش های دینی اشاره کردند و بیان داشتند:  اینکه قرآن کریم وجود مبارک رسول گرامی را به عنوان مهیمن معرفی کرد، به این دلیل است که حضرت «نو‌آور» بود و این هیمنه را در ضمن چند بخش از قرآن کریم مشخص کرد فرمود: ﴿یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یزَكِّیهِمْ﴾. شما با بررسی آثار علمای بزرگ می توانید مشاهده کنید که آقای محقق داماد نوآوری دارد، امام(ره) نوآوری دارد، علامه طباطبایی نوآوری دارد، فلان فقیه نجف مانند مرحوم صاحب جواهر نوآوری دارد،  نوآور شدن با این درس و بحث عادی حل نمی‌شود، رسیدن به این مرحله یک تصمیم و عزم والا و جدی می طلبد. صاحب جواهر وقتی بخواهد یک مطلبی را طرح کند صورت مسئله را عالمانه و محققانه تحریر می‌کند تا کسی اشتباه نکند و بیجا نگوید. بعد از تحریر مسئله، احتمالات مسئله، بعد اقوال مسئله، بعد اصل حاکم در مسئله، بعد ادله اقوال، بعد نقد ادله، بعد قول مختار، دلیل مختار، نقد قول، نقد دلیل و نتیجه‌گیری را بیان می کند، این حرف‌ها در جواهر هست منتها طلبه باید آنها را جمع کند. مرحوم آقای محقق داماد نیز مثل جواهر، جواهری فکر می‌کرد.

آیت الله العظمی جوادی آملی ابراز داشتند: آدم می تواند به جایی برسد که خدا به مرکّب قلم او قَسَم بخورد، به مکتوبات او قَسم بخورد. درست است که خون شهید خیلی قداست دارد اما خدا به خون قَسم نخورد بلکه به مرکّب قَسم خورد، چون این مرکّب قلم امام است که خون شهید را راه‌اندازی می‌کند.

ایشان در بخش پایانی فرمایشات خود تاکید داشتند:  این بزرگداشت‌ها یک عرض ادبی به پیشگاه آن فقیه و مجتهد راحل است اما بهره‌ای که نظام و مردم ما می‌برند این است که تا ما ملکوتی فکر نکنیم این نظام در ردیف نظام‌های عادی دنیا است، اگر خدای ناکرده ما عادی باشیم که یک عده می‌آیند و یک عده می‌روند، اما اگر بخواهیم بمانیم و پاینده باشیم باید «وجه اللهی» بمانیم و راهش همان ملکوتی فکر کردن است و راه ملکوتی فکر کردن این است که باید طیب و طاهر باشیم.

معظم له ادامه دادند: این چهره ملکوتی فقه ما که الآن نظام، نظام فقهی است، باید بر نظام‌ ما حاکم باشد، شما کدام قسمت فقه را می‌بینید که از قیامت و بهشت و ملکوت و فرشته‌ها حرف نمی‌زند؟ این نگرش دیگر مسئول کم ‌عرضه تربیت نمی‌کند، مردم کم‌رَحم تربیت نمی‌کند. چرا این گونه نباشیم؟ چرا نظام ما هنوز گرفتار اختلاش و نجومی باشد؟ چرا نظام ما هنوز گرفتار الفبای انسانیت و وحدت باشد؟ در حالی که راه برای فرشته شدن ما باز است. هم شهدا نسبت به ما حق دارند و هم کشور طیب و طاهر است، و هم علما و فقهاء بزرگ این راه را تبیین کردند.

آیت الله العظمی جوادی آملی در توصیه ای به مدیران حوزه های علمیه ابراز داشتند: حوزه ما هم اگر بخواهد إن‌شاءالله محقق‌پرور باشد باید جدّاً از نهال‌فروشی پرهیز کند، طلبه‌ای که می‌تواند استاد باشد و آینده خوبی داشته باشد او حیف است که دنبال کاری غیر از درس و تحقیق برود، یک طلبه راغی که خدا به او یک امانتی داد، یک هوشی داد، این بعید است مجاز باشد که بتواند حوزه را ترک کند، این باید بنشیند و کتاب فقهی بنویسد، تفسیر بنوسید، شرح نهج البلاغه بنویسد، شاگرد بپروراند. اگر حوزوه ما به این سمت برود می‌تواند امام بپروراند، می‌تواند امام موسی صدر بپروراند، می‌تواند علامه طباطبایی بپروراند، می‌تواند محقق داماد بپروراند، می‌تواند مراجع دیگر و علمای دیگر را بپروراند تا به برکت وجود آنها و تعلیم آنها شهدای دیگر را پرورانده شوند.