تیتر اخبار | < بایگانی
در سالن همایش های بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء:
آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» برگزار شد
آیت الله العظمی جوادی آملی در نشست دوره ای اساتید سطوح عالی حوزه:
تبیین نقش مرجعیت و حوزه های علمیه در مسائل سیاسی و اجتماعی
آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر:
«قرآن» تمام ادیان آسمانی را در زمین تثبیت کرد
آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر بیان داشتند:
اگر جامعه اهل تقوا باشد از هر خطری نجات می‌یابد
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی تبيين كرد:
فلسفه حج و تبیین نسبت این عمل عبادی با انسان مدرن و امروزی

دیگر اخبار
عظمت علمی و معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) در بیان آیت الله العظمی جوادی آملی

عظمت علمی و معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) در بیان آیت الله العظمی جوادی آملی

علم، عقل و عدل زینت انسان است/ جامعه اسلامی جامعه‌ای است که روی پای خودش بایستد

علم، عقل و عدل زینت انسان است/ جامعه اسلامی جامعه‌ای است که روی پای خودش بایستد

عقل وحیانی باید در حوزه حرف اول را بزند/ در حوزه ی مهدویت باید بیش از پیش به علم کلام توجه شود

عقل وحیانی باید در حوزه حرف اول را بزند/ در حوزه ی مهدویت باید بیش از پیش به علم کلام توجه شود

اگر با داشتن سرمایه هایی چون قرآن و عترت، نتوانیم کشور را آباد کنیم، حقیقتاً مسئولیم/هرگز در حفظ بیت المال از خود رفع مسئولیت نکنیم

اگر با داشتن سرمایه هایی چون قرآن و عترت، نتوانیم کشور را آباد کنیم، حقیقتاً مسئولیم/هرگز در حفظ بیت المال از خود رفع مسئولیت نکنیم

موظفیم زندگی را با محبت الهی و احسان به خلق خدا به سر ببریم

موظفیم زندگی را با محبت الهی و احسان به خلق خدا به سر ببریم

بداخلاقی و غارتگری فرهنگی، غده بدخیم جهان کنونی است

بداخلاقی و غارتگری فرهنگی، غده بدخیم جهان کنونی است

نمایشگر دسته ای مطالب

شناسه : 16682340
آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق بیان داشتند:


پایگاه اطلاع رسانی اسراء: درس اخلاق هفتگی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به روال پنجشنبه هر هفته در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: درس اخلاق هفتگی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به روال پنجشنبه هر هفته در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در قم برگزار شد.

آیت الله العظمی جوادی آملی در ادامه شرح کلمات قصار حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه به شرح پنجاهمین کلمه از کلمات قصار آن حضرت پرداختند و اظهار داشتند: حضرت فرمود: «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیهِ»؛ دل‌های مردم از یکدیگر فاصله دارد، تنها چیزی که این دل‌ها را جذب می‌کند الفت، محبت و ادب است.

ایشان ادامه دادند: دل‌های مردم را ادب و دین جذب می‌کند و بس! هیچ چیزی جز اینها، نمی‌تواند دل‌های مردم را رام کند، انسان سکینت و آرامش می‌خواهد، دل به غیر نام الهی نمی‌آرمد و آرام نمی‌گیرد، لذا فرمود: ﴿هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّكینَةَ﴾؛ خدا سکینت را مثل سایر نورها باید نازل کند. حضرت نیز در اینجا فرمود دل‌های مردم با ادب، عدل و عقل سکینت می‌گیرد.

معظم له با اشاره به حدیثی از رسول گرامی اسلام خاطرنشان کردند: یک بیان نورانی از رسول خدا(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) رسید که در کلمات ائمه(علیهم السلام) هم هست، فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ یشْتَرِی الْعَبِیدَ بِمَالِهِ فَیعْتِقُهُمْ كَیفَ لَا یشْتَرِی الْأَحْرَارَ بِحُسْنِ خُلُقِهِ». آن روزی که برده‌داری بود؛ فرمود من تعجب می‌کنم اینها مال می‌دهند بنده می‌خرند، اما ادب به کار نمی‌برند که انسان‌های آزاد را بخرند! منظور از ادب تنها آداب ظاهری نیست، عقل و عدل، ادب است؛ ما به هر کسی که عادل و عاقل باشد، می گوییم ادب دارد، پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) فرمود: خدا مرا خوب ادب کرده است؛ مرا عادل و باتقوا کرده، نه بیراهه می‌روم نه راه کسی را می‌بندم. «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی‏». «فَقَالَ‏: ﴿خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ﴾»،[1] ادب به این معناست. البته آداب ظاهری هم حُسن خود را دارد. حضرت امیر در اینجا تاکید می کند تنها چیزی که دل‌های مردم را جذب می‌کند عقل، ادب و الفت دینی است و دیگر هیچ.

آیت الله العظمی جوادی آملی در شرح پنجاه و یکمین کلمه قصار نهج البلاغه اذعان داشتند: حضرت در کلمه بعدی فرمود: «عَیبُكَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَكَ جَدُّكَ»؛ به هر حال انسان ممکن است لغزشی داشته باشد. غیر از معصومین، خطای فکری و خطیئه عملی همه ما را تهدید می‌کند. نمی‌توانیم بگوییم ما نه مشکل علمی داریم نه مشکل عملی؛ هر دو مشکل را داریم. اما دو چیز مقدور ماست: یکی کم کردن این لغزش ها و دیگری ترمیم آنها. تلاش و کوشش کنیم که کمتر اشتباه بکنیم، تلاش و کوشش کنیم که کمتر بیراهه برویم؛ این مقدور ماست و دوم اینکه اگر لغزیدیم فوراً توبه کنیم.

ایشان با اشاره به آیات قرآن کریم تصریح داشتند: این همه مشرکان و بت‌پرستان صدر اسلام بودند که اباذر و سلمان و مقداد شدند. پس می‌شود بت‌پرستی بشود موحّد ناب. توبه برای همین است. اینکه در سوره مبارکه «نساء» فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَكَ بِهِ وَ یغْفِرُ مَا دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یشاءُ﴾،[2] به استناد: ﴿لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً﴾،[3] این ذنوب جمع است، با «الف و لام» هم آمده است، هیچ گناهی نیست که قابل بخشش نباشد. ما تا نفس می‌کشیم در حوزه حرکت، تغییر، تبدیل و مانند آن هستیم. اما وقتی رخت بربستیم و نفس تمام شد «الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل‏»[4] آنگاه راه توبه بسته است. بنابراین ما تا دنیا هستیم جا برای تبدیل و توبه است.

معظم له ادامه دادند: حضرت فرمود انسان هر لحظه می تواند توبه کند، بگوید خدایا آمدم، نه رو به قبله می‌خواهد، نه آب توبه می‌خواهد، نه لفظ می‌خواهد؛ البته «أستغفرُ الله» و اینها مستحب است، اما آنچه اساس کار است انقلاب روحی، فکری و قلبی است، آن اراده شکست‌ناپذیر را می خواهد که انسان با همه وجود بگوید خدایا از گذشته پشیمان هستم! و نسبت به آینده تصمیم قطعی دارم. فرمود معلوم نیست که عیب، چه وقت آدم را رسوا می‌کند! چه بهتر که ما هر چه زودتر، تا وقتی راه برای ما باز است، آن عیب را تصحیح کنیم.

آیت الله العظمی جوادی آملی در شرح پنجاه و دومین کلمه قصار نهج البلاغه اظهار داشتند: حضرت در اینجا فرمود «أَوْلَی النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَی الْعُقُوبَةِ»؛ یک وقت است انسان می‌خواهد حق دین را حفظ کند، در این خصوص جا برای عفو نیست، اما کسی به انسان ستم کرده، بد گفته، حق آدم را گرفته؛ حضرت در این موارد می فرماید، اُولی و سزاوارترین مردم به عفو کردن، قادرترین مردم به انتقام هستند، اصلاً عفو، کفّاره قدرت و برکت الهی است. یعنی زکات قدرت در عفو کردن از دیگران است که اگر کسی نسبت به آدم بد گفت، آدم اصلاً به ذهن نیاورد. اگر ذات اقدس الهی «إن الله یحب الغفار، یحب العفوّ» است، چرا با گذشت از دیگری محبوب خدا نشویم.

 

پاورقی:

[1]. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلی الله عليهم، ج‏1، ص378.

[2]. سوره نساء, آيات48 و 116.

[3] . سوره زمر، آيه53.

[4] . نهج البلاغة(للصبحی صالح)، خطبه42.