تیتر اخبار | < بایگانی
آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر:
«قرآن» تمام ادیان آسمانی را در زمین تثبیت کرد
آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر بیان داشتند:
اگر جامعه اهل تقوا باشد از هر خطری نجات می‌یابد
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی تبيين كرد:
فلسفه حج و تبیین نسبت این عمل عبادی با انسان مدرن و امروزی
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق:
اگر کسی اهل استقامت باشد، خداوند روزی او را تأمین می کند
حضور آیت الله العظمی جوادی آملی در حرم مطهر امام خمینی(س)؛
امام راحل پیام قرآن، عترت و اسلام را به جهانیان منتقل کرد
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی‌آملی:
نمایشگاه کتاب می‌تواند ارتباط مولفان را با مخاطبان توسعه بخشد
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی مراسم افتتاحیه کنگره بین...
نظریه عقلانیت وحیانی، سامانه معرفتی برای تولید علوم دینی، حوزوی و دانشگاهی
اثری ارزشمند از آیت الله العظمی جوادی آملی:
کتاب «امامت؛ منشأ حیات خردمندانه بشر» در نمایشگاه کتاب تهران
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی در نشست علمی مطرح کرد؛
رابطه جهان بینی الهی با نظریه علم دینی/ نقش علم دینی در تمدن سازی

دیگر اخبار
همایش «المیزان و علوم انسانی» با سخنرانی آیت‌الله العظمی جوادی آملی برگزار می گردد

همایش «المیزان و علوم انسانی» با سخنرانی آیت‌الله العظمی جوادی آملی برگزار می گردد

فقر اخلاقی، از عوامل مهم گسترش معضلات اجتماعی است/آبادانی مرزها، نقش به سزایی در جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور دارد

فقر اخلاقی، از عوامل مهم گسترش معضلات اجتماعی است/آبادانی مرزها، نقش به سزایی در جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور دارد

تبیین نقش انسان در ذلّت و عزّت خود

تبیین نقش انسان در ذلّت و عزّت خود

قرآن کتابی است که برای عاملِ حیّ حاضرِ متکلم است/ همواره حضور خدا را احساس کنید و سوالات خود را از او بپرسید

قرآن کتابی است که برای عاملِ حیّ حاضرِ متکلم است/ همواره حضور خدا را احساس کنید و سوالات خود را از او بپرسید

همایش «المیزان و علوم انسانی» با سخنرانی آیت‌الله العظمی جوادی آملی برگزار می گردد

همایش «المیزان و علوم انسانی» با سخنرانی آیت‌الله العظمی جوادی آملی برگزار می گردد

بهترين هجرت اين است که انسان در حوزه درون خود از كمال به اكمليّت هجرت كند

بهترين هجرت اين است که انسان در حوزه درون خود از كمال به اكمليّت هجرت كند

نمایشگر دسته ای مطالب

شناسه : 7392089
تفسیر نهضت عاشورا؛


پایگاه اطلاع رسانی اسراء- سرویس دین و اندیشه:حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با تبیین رسالت و هدف قیام حضرت امام حسین(ع) در پرده برداری از نیرنگ امویان مرقوم داشتند: از این رو، سیدالشّهدا (علیه السلام) باید این راز را بازگو كند كه اسلام امویان، نابودی اسلام است.

در ادامه  سلسله مباحث تفسیر نهضت عاشورا از منظر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، به تبیین رسالت و هدف قیام حضرت امام حسین علیه السلام از بیان و بنان ایشان می پردازیم.

حضرت علامه جوادی آملی با اشاره به خدعه امویان در حمایت صوری از دین و سوء استفاده از توده ناآگاه آن عصر، ابراز داشتند: تنها عامل پیروزی صوری طاغیان اموی بر امام حسین (علیه السلام) و تنها راه شكست ظاهری آن حضرت (علیه السلام)، همان اسلام امویان بود؛ یعنی اگر جنگ طغیانگران اموی به انگیزهٴ صوری حمایت از دین مطرح نمی شد و گسترش نیرنگ دین باوری در میان تودهٴ ناآگاه آن عصر نبود، هرگز امویان نمی توانستند بر حسین بن علی (علیهماالسلام) پیروز شوند. آن ها فقط به نام اسلام پیروز شدند و هزاران نفر دشمن مظهر تامِّ ولایت و خلافت، همگی برای كسب بهشت به كربلا آمدند؛ «كل یتقرب إلی الله بدم الحسین»[1]. بیش ترین كسانی كه در كربلا شركت كردند به قصد قربت و فقط برای رفتن به بهشت بوده است؛ هر چند سران سیاست مشؤوم اموی از این نیرنگ آگاه بودند.

ایشان با تبیین رسالت و هدف قیام حضرت امام حسین(ع) در پرده برداری از نیرنگ امویان مرقوم داشتند: از این رو، سیدالشّهدا (علیه السلام) باید این راز را بازگو كند كه اسلام امویان، نابودی اسلام است. پس از این كه سالار شهیدان خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را دریافت نمودند و معلوم شد كه بدن های آن شهیدان را در كوی و برزن كوفه گرداندند و تودهٴ مردم با ابن زیاد بیعت كردند، حسین بن علی (علیهماالسلام) به جای گلایهٴ عاطفی و قهر اجتماعی، صحنه سیاست و مبارزه را ترك نكرده، بلكه مجدداً سخنرانی نمودند و به مردم كوفه نامه نوشتند تا آنان بفهمند كه در چه نظامی زندگی می كنند.

آن حضرت (علیه السلام) مطمئن بودند كه شهادت را در پیش رو دارند و كسی از كوفه به یاری ایشان بر نمی خیزد، ولی می خواستند مردم را بیدار كنند و در پیشگاه بشریت و تاریخ سیاسی اسلام، چهرهٴ درخشان ثبت شود. از این رو، آن حضرت (علیه السلام) تا آخرین دقایق برای مردم كوفه نامه می نوشتند تا آن ها را از اسلام امویان آگاه كنند و كسانی را كه گروه، گروه به قصد به دست آوردن بهشت و به دستور عاملان اسلام امویان به سوی كربلا حركت می كنند، از عاقبت شوم كارشان مطلع نمایند.

معظم له در ادامه با استناد به نامه ای از آن امام آورده اند: حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در سخنرانی بین راه فرمودند: «ألا ترون إلی الحق لا یعمل به و إلی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فى لقاء ربّه حقّاً حقّاً فإنّى لا أری الموت إلاّ شهادة و الحیاة مع الظّالمین إلاّ برماً»[2]؛ «آیا نمی بینید كه از باطل پرهیز نشده و به حق عمل نمی شود. چنین می بینم كه زندگی با ستمكاران انسان را به ستوه می آورد». تا كسی به ستوه نیاید، دست به اسلحه نمی برد. از این رو، فرمودند: با تدبّر تام در نظام كنونی و تطبیق آن با احكام و حِكَم اسلامی احساس مسؤؤلیت كنید تا مبارزی نستوه شوید و به وظیفهٴ آن زمان قیام نمایید و آگاه باشید كه در جای بدبو زندانی هستید؛ ولی شمّ سیاسی ندارید و در فضای مسموم و بسته با جناح مقصوص و پربریده به سر می برید. از این رو، به ستوه نمی آیید. اگر بال و پر می داشتید، زندان شما را به ستوه درمی آورد؛ چنان كه پرندهٴ بی بال و پر از زندان رنج نمی برد، اما پرندهٴ سالم از میله های قفس احساس سختی دارد و به ستوه می آید.

صاحب تفسیر تسنیم همچنین به خطر سکوت و پذیرفتن گناه مستكبران توسط مستضعفان اشاره داشته و مرقوم داشتند: مستضعفان می گویند: خدایا! عذاب مستكبران را دو برابر كن و خدا می فرماید: ﴿لكل ضعف و لكن لا تعلمون﴾[3]؛ «هم عذاب مستكبر دو برابر است، هم عذاب مستضعف». مستكبر دو عذاب دارد؛ چون دو گناه كرده است: یكی ارتكاب فسق و دیگری گمراه كردن مردم و فراهم آوردن زمینهٴ فساد در جامعه؛ یعنی مستكبر هم «ضالّ» است، هم «مضلّ». مستضعفِ سلطه پذیر نیز دو گناه دارد: یكی پذیرفتن گناه مستكبران و ارتكاب گناهی كه دامنگیر جامعه بود و دیگری قبول امامتِ مستكبران و رهبری آن ها و نشوریدن برخلافت آن ها و یاری ننمودن امامان حق و عدل.

نامهٴ سالار شهیدان به مردم آن عصر برای این بود كه به آنان تفهیم كند امویان، پیشوایان جورند و حكومت آن ها از سنخ حكومت ائمّهٴ جور است؛ یعنی اگر یزید خود را امیر مؤمنان می خواند، امامت وی ظلم و جور است و در نتیجه، ابن زیاد نیز نمایندهٴ امام جور است.

 

منبع: کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حیسنی، اثر معظم له


[1] . بحارالأنوار، ج 22، ص 274.

[2] . كلمات الإمام الحسین (علیه السلام)، ص356.

[3] . سورهٴ اعراف، آیهٴ 38.