مراسم نخستین سالگرد درگذشت استاد مرحوم محمدحسین حشمتپور (21 اردیبهشت ماه) با حضور جمعی از اساتید، فضلا، پژوهشگران و دانشجویان حوزه و دانشگاه، در سالن شهید احمدیروشن دانشگاه قم برگزار شد.
متن کامل سخنان استاد مرتضی جوادی آملی در این مراسم را از نظر می گذرانیم:
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين، سيّما خاتمهم و أفضلهم حبيب إله العالمين، اباالقاسم المصطفي محمد، و علي الأصفياء من عترته، لا سيّما بقيّت الله في العالمين، حجّت بن الحسن العسکري، روحي و أرواح العالمين له الفداء، بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء إلي الله».
تکریم شهدا و جایگاه عزتآفرین اسلام و ایران
در آغاز سخن حمد و ثناء و ستايش پروردگاري است که اسلام را و ايران عزيز را در يک جايگاه رفيع و مکانت منيعي قرار داد گرچه شهداي ارزشمند و گرانقدري را از اين خطه الهي و قلمرو اسلامي در پيش خود نگاه داشت و مرزوق عند الله قرار داد اما ظفرمندي و پيروزي عظيم را در جامعه جهاني نصيب اين امت و اين جامعه اسلامي نمود. بر همه شهيدان و رهپويندگان کوي دوست سلام ميفرستيم خصوصاً رهبر عزيز و شهيد که با هجرتش جهاني را به هجرت کشاند و مسيري را براي جامعه بشري باز نمود که مسير فتح و ظفر و مقاومت و ايستادگي و نهايتاً پيروزي است.
همه شهدايي که در رکاب اين شهيد شهادتشان فخري براي جامعه اسلامي شد عزيزند مقرب در درگاه الهياند همواره از نعم الهي بهرهمندند دنياي ما و آخرت ما را آباد ساختهاند درود و سلام الهي بر آنها باد.
نکوداشت استاد حشمتپور و شخصیت علمی و اخلاقی ایشان
اين محفل الهي که من هر چه نگاه ميکنم جز اساتيد خودم و فضلا و محققان و مدرسان را نميبينم به پاس نکوداشت يک شخصيت ممتازي است که از متن اين جامعه برخواسته است و با عرضه خدمات بسيار ارزشمند و گرانقدر توانسته است جايگاه رفيعي براي خود و براي تفکري که ايجاد کرده است باشد.
اولين سالگرد اين استاد فرزانه که فخر حوزه ما در علوم عقلي بود در جمع عزيز اساتيد و محققان در حال برگزاري است. الحمدلله کتاب گوهر خرد که در جهت معرفي اين شخصيت بزرگوار به نگارش رسيده بسيار نشانگر سلوک علمي و عملي اين شخصيت است اخلاقش زهدش بيرغبتياش نسبت به زخارف دنيا تلاش و کوشش و مجاهدت و اجتهادش در مسير علوم عقلي و پاسداري از جايگاه حکمت اسلامي همه و همه از جهات ممتاز اين شخصيت بزرگ است.
توصیف استاد حشمتپور در پیام آیتالله العظمی جوادی آملی
پيامي را که حضرت آيت الله جوادي آملي به عنوان پيام تسليت براي اين استاد دادند که او را حکمتمدار حکمتپژوه و جامع حکمتهاي سهگانه مشاء و اشراق و متعاليه معرفي کردهاند در پايان عرضم توضيحي نياز دارد.
تبیین آیه «سنریهم آیاتنا» و راههای معرفت به حق
حق سبحانه و تعالي در بخش پاياني سوره مبارکه «فصّلت» ميفرمايد «و سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق أ و لم يکف بربک انه علي کل شيء شهيد». اين آيه پيام بسيار بسيار بلندي را با خود دارد و اهل حکمت همه کساني که در جهات حکمت سرامد هستند از اين آيه از زمان جناب فارابي تا شيخ الرئيس تا هماکنون از اين آيه بهرهها بردهاند و برهان صديقين را تحت اين آيه تفسير ميکنند.
اما يک پيام بسيار ارزشمندي از اين کريمه ميتوان استفاده کرد و آن اين است که آيات آفاقي به نوبه خود در تبيين حق مؤثرند چه با رويکرد الهيات طبيعي بنگريم يا با رويکردهاي ديگر. به هر حال آيات آفاقي بدون ترديد در تبيين حق و روشن کردن اينکه جهان مبدأيي دارد آغازگري دارد که همه به او منتهي ميشوند همانگونه که از او آغاز شدهاند يک مسير معرفتي الهي است که خداي عالم بر آن تصريح دارد. «سنريهم آياتنا في الآفاق» يعني ميتوان از نظام طبيعت سقف طبيعت را شکافت و جرياني الهي برساخت و حقائق توحيدي را از دريچه خرد طبيعت هم به سمت آسمان پر از معرفت باز کرد.
آیات انفسی و راه معرفت نفس
اما طريق ديگر آيات انفسي است «سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم» حد مثال و متوسط بين طبيعت و عقل عالم مثال است نفس است که انسان ميتواند از رهگذر نفس و شناخت آيات انفسي خود را در يک جايگاه رفيعي ببيند و از حوزه تجرد محض مطلع بشود. آيا انفسي هم توان اين معنا را دارند که حق را براي ما آشکار کنند. گرچه راه اصليتر و اساسيتر راه تأمل در هستي است «أ و لم يکف بربک أنه علي کل شيء شهيد» که اين کريمه بار فراوان معرفتي را با خود دارد که بزرگان از حکمت از جايگاه برهان صديقين بناي بر اصل اثبات حق توحيد حق اسماء و صفات حق همه را براساس برهان صديقين ميپيمايند.
غایت همه راههای معرفتی؛ رسیدن به حق
اما آنکه در اين کريمه قابل توجه است اين است که به رغم اين تنوع آفاق انفس تأمل در خود هستي و نظاير آن، که خود آيات خاصي که به هستي برميگردد هم بار حکمي خاص دارد و هم بار عرفاني و شهودي دارد «علي کل شيء شهيد» است با همه اين تنوع شيوههاي معرفتي، آنکه مهم است اين است که «حتي يتبين لهم انه الحق» شما ميتوانيد به حق برسيد چه آيات آفاقي باشد چه آيات انفسي باشد چه در تأمل در خود هستي باشد چه از نگرش تجربه باشد چه از نگرش نيمه تجربي و نيمه تجريدي باشد چه از نگرش تجريدي باشد تجريدي محض باشد يا چه از نگرش تجريد ناب. که اين اقسام مختلف را از کتاب منزلت عقل از ديدگاه آيت الله جوادي آملي در بيان اين عقلها و تنوع معرفت ما ميبينيم.
آنکه مهم است اين است که حق براي ما آشکار شود «حتي يتبين لهم انه الحق» هر راهي که باشد اگر انسان بتواند از شيوهها و روشهاي مختلف استفاده کند، هم آيات آفاقي را ملاک معرفت بداند هم آيات انفسي را مدار شناخت و آگاهي خود قرار بدهد و هم با تأمل در خود هستي به هستي واجب راه پيدا بکند، به تعبير استاد در پيامي که براي استاد آقاي حشمتپور رضوان خدا بر او باد دادند فرمودند اين پيمايش صراط مستقيم است و اگر کسي هر سه طريق را طي کرد طوبي له و حسن مآب. اگر دو طريق از اين سه طريق را طي کرد هينئاً له و اگر يک طريق را پيمود حسنهاي از حسنات را با خود همراه دارد.
حکمت متعالیه؛ جمع میان کلام، فلسفه و عرفان
در مکتب حکمت متعاليه اين اصل قرآني کاملاً محقق است و حکيم و متکلم و عارف صمداني صدر المتألهين(رضوان الله عليه) از همه اين طرق به نحو أحسن بهره برد. هيچگاه الهيات طبيعي براي او حجاب در خصوص معرفت به حق نبود. نه علم کلام براي او حجاب نسبت به حکمت بود، نه حکمت براي او مانعي بود که عرفان را بچشد و نه عرفان را به گونهاي ميدانست که نسبت به مادونش توجه نداشته باشد. اين آميختگي اين شرافت مرهون آن انديشه قرآني است که «حتي يتبين لهم انه الحق» آنکه ما بايد به دنبالش باشيم حوزه و دانشگاه بايد به دنبالش باشد اين است که به حق برسد چه از طبيعيات و چه از الهيات کلامي و چه از حکمت و فلسفه و چه از عرفان و چه از قرآن.
وحدت عرفان، برهان و قرآن
والد بزرگوار ما ميفرمود يک روز سر درس علامه طباطبايي(رضوان الله تعالي عليه) فرمود عرفان و برهان و قرآن باهم اختلافي ندارند يعني مخالفتي ندارند و همين فرمايش را علامه حسنزاده رضوان خدا بر او باد به يک کتاب تحقيق کردند و يک کتابي در اين زمينه نوشتند که برهان و عرفان و قرآن باهم تخالفي و مخالفتي ندارند. اختلاف بسيار چيز خوبي است مخالفت بسيار امر ناصواب و قبيحي است.
جامعیت مکتب صدرالمتألهین
آنچه که در مکتب حکمت متعاليه ما زيارت ميکنيم، آثار مرحوم صدر المتألهين مستحضريد فقط در حوزه حکمت نيست. او خودش را در قرآن و تفسير نشان داده است. در کتبي که در حوزه حقيقت والاي قرآني مينگارد خودش را معرفي ميکند. در آنجا بهرههاي کلامي را فلسفي را عرفاني را در ضمن اين آيات الهي به بهترين وجه به ميدان ميآورد و به همه علوم شرافت ميبخشد. اين همافزايي اين توسعه علم اينکه شما ميبينيد چهارصد سال پانصد سال از اين مکتب ميگذرد هر کسي بخواهد حرفي بزند و سخني بگويد در چارچوب حکمت متعاليه است و از آن بيرون نيست. اگر از عرفان هم بخواهد سخني بگويد که قابل ارائه باشد در چارچوب حکمت متعاليه است او اين بساط را و اين حکمت را به اين پهناوري گستراند.
ملاک حقجویی، نه عنوانهای علمی
اين حکمت پهناور مرهون اين انديشه است که «حتي يتبين لهم انه الحق» از علم کلام به حق ميرسي، طوبي لکم. از حکمت و عرفان ميرسي، هنيئا لکم. آنچه که مهم است اين است که ما به حق برسيم. هيچ ابايي نداشت که بگويند حکيم صدر المتألهين متکلم است يا عارف است يا حکيم است اينها حرفهاي حاشيهاي است اينها «جعناکم شعوبا لقبائل لتعارفوا» است. آنکه اصل است «حتي يتبين لهم أنه الحق» او به حق رسيد گاهي از منظر کلام گاهي از منظر فلسفه گاهي از منظر عرفان «لو کنا نسمع أو نعقل ما کنا في اصحاب السعير» در آيات الهي اين مسيري که عرض شد که «حتي يتبين» اين غايت معرفت است فلسفه براي چيست؟ عرفان براي چيست؟ «حتي يتبين لهم انه الحق».
همافزایی علوم در حکمت متعالیه
اين مسير را مرحوم صدر المتألهين باز کرد و علوم را کنار هم قرار داد. نه تنها عالمان را به کنار هم نشاند، بلکه علوم را در خدمت يکديگر گرفت و همافزايي اين علوم حکمت پهناوري همانند حکمت متعاليه را ايجاد کرد و اين چيزي است که امروز اساتيد معاصر عصر ما مثل امام مثل علامه طباطبايي در اين چارچوب حرکت ميکنند. اين مسير بسيار گواراست شيرين است که ما از اختلاف استقبال کنيم اما تخالف و مخالفت را از حوزه و دانشگاه بيرون کنيم. نگذاريم که علم کلام حجاب و مانعي بشو و طرد کنيم اهل حکمت را يا طرد کنيم اهل عرفان را.
نفی تقابل میان علوم اسلامی
ما چه شاگرد سمع و نقل باشيم «لو کنا نسمع أو نعقل ما کنا في اصحاب السعير» اين تصريح قرآني است که اگر کسي گفت «سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و اليک المصير» او حق را دارد طي ميکند. چکار داريم که بگويم کلام است يا حکمت است يا عرفان است. همه اينها در مسير آناند که ما به حق برسيم و حق را آشکار کنيم. يا از اين منظر يا از آن منظر. آنچه که اقتضاي امروز ماست و شايسته است و بايسته است که از دانشگاه و از حوزه عزيز و دانشگاه عزيز نغمه واحدي صادر شود و آن اين است که هرگز علوم با هم اختلافي ندارند بلکه همافزايي و توسعه به همديگر را فرصت ميدهند و اگر حکمت صدرايي به اينجا رسيد مرهون اين انديشه است. هرگز مرحوم صدر المتألهين نگفت که اين استدلال استدلال کلامي است يا فلسفي است يا عرفاني است. البته همواره کنار نگرشهاي ذوقي و شهودي چون مخصوصاً اسفار يک کتاب فلسفي است مسئله عقل را تأکيد ميکند که اگر ما شواهدي عرفاني و شهودي ذکر ميکنيم اين به اين معنا نيست که احياناً از عقل فاصله گرفتيم.
نمونهای از جامعنگری ملاصدرا در مسئله علم واجب و معاد
شما ميتوانيد اين مطلب حقي را که يک حکمت گسترده و پهناوري بيان کرده تربيت کرده پرورانده شما با زبان کلام منتقل بکنيد با زبان فلسفه منتقل بکنيد ما تفکيکي نداريم ما جدايي بين اينگونه از علوم نداريم نه تنها عالمان را بلکه علوم را کنار هم نشان و اکنون امروز اگر کسي بخواهد از مسئلهاي کلام سخن بگويد که آغشته با حکمت و عرفان و نهايتاً قرآن نباشد هرگز پذيرفته نيست. شما علم واجب سبحانه و تعالي به ماسوي الله را در مرتبه ذات ببينيد صدر المتألهين چه کرده با همه تحقيقاتي که در زمينههاي مختلف وجود داشت از علم کلام از علم حکمت مشاء حکمت اشراق حتي عرفان آن کاري که مرحوم صدر المتألهين انجام داد اين بود که علم واجب را که شايسته اوست علم واجب در مرتبه ذات بما سوي الله که به صورت علم اجمالي در عين کشف تفصيلي است مرهون کدام بحث است؟
همه مباحث را شما نگاه کنيد در بحث معاد مرحوم صدر المتألهين از ابتدا تا انتها همه کتابها را ماشاءالله ديده، درود و سلام خدا بر او باشد همه کتابها را ديد. محصول انديشه متکلمان در طول قرون در باب معاد را به صحنه آورد. محصول انديشه حکما اعم از حکيمان اشراقي حکيمان مشائي رواقيون و ديگران را به صحنه آورد. در باب علم واجب بررسي بفرماييد در کتاب اسفار در ساير کتابها که با چه ديدگاهي مرحوم صدر المتألهين چرا؟ چون آن باور را داشت «حتي يتبين لهم أنه الحق» ممکن است خرده بگيرد که چطور اين مسير طي شده است؟ او به اين باور رسيد.
بازخوانی پیام آیتالله العظمی جوادی آملی درباره استاد حشمتپور
فرمايشي که حضرت استاد آيت الله جوادي در حق اين استاد عزيز و شريف داشتند اين بود اجازه بدهيد عين جملهاي که حضرت استاد داشتند را عرض بکنم که تخطي نشود که آخر عرضم باشد.
اينطور فرمودند حتماً آقايان ديدهاند «او يک حکيم الهي و حکمتمدار و حکمتپژوه بود. خصوصيت اين بزرگمرد اين بود که توانست حکمت مشاء و اشراق و حکمت متعاليه را کنار هم جمع کند تا راهيان راههاي متنوع که توفيق شاگردي ايشان را داشتند هر کدام از شعبه خاصي در متن صراط مستقيم قرار گيرند» ما اينها را به عنوان يک آيت نگاه بکنيم آنکه مهم است اين است که «حتي يتبين لهم انه الحق» محقق بشود همه اين کساني که در اين مکاتب سهگانه و در حوزههاي مختلف هم مشغول هستند در مسير صراط مستقيماند هر کدام از شعبه خاصي در متن صراط مستقيم به بارگاه قرب الهي بار يابند. اگر کسي توانست هر سه راه را جمع کند طوبي له و حسن مآب. دو راه از اين سه راه را جمع کند هنيئا له. يک راه از اين سه راههاي سهگانه را طي کند کار نيکو و حسنه خوبي است. آن مرحوم واجد همه اين خصوصيات بودند که رضوان بر او باد.
ضرورت زیست توحیدی علوم در حوزه و دانشگاه
همانطوري که مرحوم استاد آقاي حشمتپور تعلق دنيوي نداشت تعلق علمي هم نداشت که آيا مشاء باشد اشراق باشد آيا حکمت متعاليه، اينها تعلقات است. اينها يک نوع گرايشهاي قلبي است که ممکن است حجاب بشود. او که به دنبال «يتبين لهم انه الحق» است مشاء باشد اشراق باشد حکمت متعاليه باشد اين ميشود حوزه الهي و دانشگاه اسلامي. او ميتوانست در اين فضا مسير الهي را براي آيندگان باز کند بنابراين با وجود اينگونه از مکتبها اينگونه از انسانها و اين نمونههايي که بزرگان ما مثل مرحوم امام علامه طباطبايي و شاگردانشان اينگونه مسير را باز کردند جا دارد که از دانشگاه يا از حوزه نغمه مخالفت و يا عنوان حجاب علمي نسبت به علمي ديگر شنيده نشود و ما در يک فضاي توحيدي علوم يک زيست شايسته داشته باشيم که بتوانيم به نحو أحسن از اين مسير بهره ببريم.
قدردانی پایانی
من مجدداً از حضور يکايک اساتيد بزرگوار و فرزانگاني که در اين محفل به ياد اين فرزانه بزرگوار در اينجا جمع شدن و نسبت به بنده سمت استادي دارند و شأن همچنان آيت الله فياضي شاگردپروري است که اجازه ميدهند صحبت بشود اميدواريم که إنشاءالله همه دوستان و اساتيد از اين محفل الهي بهره کافي را به برکت قرآن و عترت برده باشند از رياست محترم دانشگاه قم جناب استاد آقاي شريفي و همکاران گرامي ايشان که بنده را براي اين امر لائق دانستند سپاسگزارم و اميدوارم همه تلاشهايي که دوستانشان شاگردانشان خصوصاً اين کتاب گوهر خرد که با تلاش فراواني و بيان سرّ دلبران سخنان شيوايي بيان شده است همگان مأجور باشند.
«و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»
اخبار مرتبط: