21 10 2026 30242330 شناسه:

جلسه درس اخلاق (1405/07/29)

دانلود فایل صوتی

 

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

بحث‌ها در روز چهارشنبه روي مسائل اخلاقي اسلام مخصوصاً از کلمات نوراني اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) است. مستحضر هستيد که اسلام يک سلسله عقايد و اصول مسلّمي دارد که روشن است، يک سلسله احکام و واجبات و محرّماتي دارد که آنها هم به لطف الهي روشن است، يک سلسله اخلاقياتي دارد که بعضي از آنها چون بارها گفته مي‌شود و شده است روشن است و بعضي از آنها کمتر گفته مي‌شود.

آنچه که در اين محفل نوراني به عرضتان مي‌رسد اين است که وجود مبارک حضرت امير روي بعضي از اين اصول اخلاقي خيلي تکيه مي‌کنند؛ يکي اصل حرّيت و آزادي است که حرّيت يعني چه و آزادي يعني چه؟ و ما را به آزادي دعوت مي‌کند. يکي هم روي غيرت و مردانگي است که در مورد آن هم اصرار دارد که اين کار مردانگي و غيرت را از دست ندهيد. يکي هم دستور سلحشوري ميدان جنگ است. اين سومي در شرايط کنوني براي ما يک وصف لازم است که عزيزان ما _ذات اقدس الهی به حق قرآن و عترت همه مردم ايران‌‌زمين و اين عزيزان را از عزت و کرامت دنيا و آخرت برخوردار کند_ اين اصل سوم به اين عزيزان و بزرگواران مربوط است.

اما اصل حريت و آزادي: قبلاً اين حديث شريف از کلمات نوراني حضرت امير در آخرهاي نهج البلاغه به عنوان کلمات قصار، نقل شد که حضرت فرمود: «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ»[1]، حريت را معنا کردند فرمودند آزادمرد کسي است که از مانده لاي دندان ديگري پرهيز کند. کسي که مي‌گردد ببيند که کجا سطل زباله است او ديگر آزاد نيست. فرمود: «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ»، با «ألا» شروع کرد آزادمرد مي‌خواهم که دنبال سلطل زباله نرود. «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ»، آن وقت اين لماظه را معنا کرد لماظه با طاء ظاء؛ يعني غذايي که انسان مي‌خورد مقداري که لاي دندان مي‌ماند از لاي دندان تف مي‌کند بيرون مي‌ريزد به آن مي‌گويند لماظه[2]. فرمود شما بفهميد که اين زمين‌ها و خانه‌ها و مغازه‌ها و مانند آن لماظه است. اينها که دست اول نيست. قبلاً يک عده‌اي استفاده کردند سي سال چهل سال از اين خانه يا از اين زمين يا از اين مغازه استفاده کردند موقع مردن تف کردند اينها سطل زباله است شما دنبال سطل زباله مي‌گرديد! کار کنيد کوشش کنيد بهتر از اين تهيه کنيد، مي‌شود، اما دنيايي که در دست ديگري بود الآن براي شما دست سوم و چهارم است اينها لماظه است روي لماظه اين قدر دبشي و اختلاسي و مانند آن نباشيد، آزاد باشيد. «أَلَا»، با ألا شروع شد آيا آزادمرد پيدا مي‌شود که دبشي نباشد اختلاسي نباشد کم و زياد کند گراني را تحميل نکند؟ هست، روزي را خدا داده، ديگر اختلاس کردن و دبشي بودن و اينها براي چيست؟ اينها لماظه است مانده لاي دندان نسل قبلي است. «أَلَا حُرٌّ»، حريت و آزادگي را معنا کرد که قبلاً هم در يک جلسه‌اي اين روايت ذکر شد الآن زياد بازگو نمي‌کنيم. اين فصل جدا دارد.

فصلي که مربوط به غيرت و مردانگي است آن هم رواياتش خوانده شد فرمود اگر بيگانه‌اي مسلّحانه وارد خانه شد بکش خونش به عهده من. اين غيرت است دستور غيرت است، حالا آن احکام و واجبات و مستحبات را که همه ما زياد گفتيم و شنيديم و همه را بلد هستيم، اما اين غيرت و مردانگي است؛ فرمود تو را مي‌کشند، بکشند، کسي که به خانه تو آمد، نگذار او سالم در برود، بکش خونش به گردن من. اين را امام باقر فرموده امام صادق فرموده، علي بن ابيطالب هم فرموده. اين روايت‌هاي نوراني را بخوانيم که اين روزها به درد ما مي‌خورد.

خدا به فرد فرد شما بزرگواران مخصوصاً علما مخصوصاً مبلغان مخصوصاً مسئولين مخصوصاً عهده‌داران، سعادت و سيادت دنيا و آخرت عظمت دنيا و آخرت کمال دنيا و آخرت شرف دنيا و آخرت مرحمت کند که به اين روايت‌ها داريد عمل مي‌کنيد.

اين بيگانه‌اي که آمده بنام آمريکا و اسراييل اينها غارتگران‌اند، به خانه ما آمدند، کسي با اينها جنگي نکرد کسي به اينها کاري نداشت اينها مسلّحانه به خانه ما آمدند. اين بيانات نوراني يکي دو تا نيست. حالا ما دو سه تا را به عنوان نمونه بخوانيم؛ وسائل شريف، جلد 28 صفحه 381 به بعد، اختصاصي به اينجا ندارد. چندين يعني چندين! چندين باب دارد. روايت اولش که «مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ» از وجود مبارک امام صادق(سلام الله عليه) نقل مي‌کند فرمود که اگر بيگانه‌اي آمد: «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى اللِّصِّ فَابْدُرْهُ وَ أَنَا شَرِيكُكَ فِي دَمِهِ» من شريک خون هستم بکش. اين آمريکاي پليد اين غارتگر آمده در خاک ما، اين اسرائيل آمده در خاک ما، ما کاري نکرديم، چندين بار حمله کردند بهانه کردند ما کاري نکرديم، اما قلدرانه آمده در خاک ما. فرمود اين غيرت است آن طايفه از نصوص دستور حرّيت مي‌دهد. اين طايفه از نصوص دستور غيرت و رادمردي و مردانگي مي‌دهد مي‌گويد بکش خونش به عهده من. اين را محمد بن ابي نصر از وجود مبارک امام صادق(سلام الله عليه) نقل مي‌کند: «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى اللِّصِّ فَابْدُرْهُ وَ أَنَا شَرِيكُكَ فِي دَمِهِ»، اين روايت اول.

در باب دوم «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ» مي‌گويد شنيدم «وَ قَدْ تَجَارَيْنَا ذِكْرَ الصَّعَالِيكِ» اين مکاتبه است در همين مکاتبه فرمود که «اقْتُلْهُمْ»[3]؛ اگر بيگانه‌اي به خانه‌ات به ملکت آمد، او را بکش.

در روايت ديگر فرمود «لَا تُنَبِّهُوهُمْ إِلَّا بِحَرِّ السَّيْفِ»[4] اين بيگانه که آمد او را با حرارت شمشير پذيرايي کن. اين دستور غيرت است. آن دستورهاي نماز شب و ذکر و روزه مستحبي و اينها سرجايش محفوظ است، آنها را ما زياد شنيديم اينها هم از بحث‌هاي مهم و اصيل اسلامي است که سرجايش هم محفوظ است، آنها را زياد گفتيم زياد شنيديم زياد عمل کرديم، اما اين است که مي‌گويد غيرت داشته باش آن نصوصي که يعني که! نصوصي که دستور غيرت مي‌دهد؛ يک وقت دستور روزه مستحبي مي‌دهد دستور نماز مستحبي مي‌دهد دستور اعتکاف مي‌دهد همه اينها را ما شنيديم الحمدلله و به توفيق الهي عمل هم کرديم، اما غيرت که مبادا غير در حريم شما راه پيدا کند اين کار را بکن خونش را بريز من در خونش شريک هستم. اين را به اندازه اعتکاف و به اندازه روزه مستحبي که نشنيديم! فرمود اين کار را بکن «لَا تُنَبِّهُوهُمْ إِلَّا بِحَرِّ السَّيْفِ» اين باب دوم.

در باب سوم از وجود مبارک امام باقر «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَه ‏اللِّصُّ يَدْخُلُ عَلَيَّ فِي بَيْتِي يُرِيدُ نَفْسِي وَ مَالِي» يک بيگانه­ای مسلحانه‌ آمده قصد قتل مرا دارد قصد مال مرا دارد فرمود: «اقْتُلْهُ فَأُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَنْ سَمِعَ أَنَّ دَمَهُ فِي عُنُقِي»[5]،‏ من خدا را شاهد مي‌گيرم که خونش به عهده من است، بکش. او که به خانه تو آمد به ملک تو آمد، به سرزمين تو آمد، دنبال چه مي‌گردي؟! او را بکش، خونش به عهده من.

غيرت يعني غيرت! غيرت يعني غيرزدايي. غرض اين است که ما بايد بدانيم «اعلموا» همان‌طوري که روزه مستحبي داريم روزه واجب، نماز مستحبي داريم و نماز واجب، زکات مستحبي داريم و زکات واجب، اينها را خيلي گفتيم؛ قسمت مهم حرف‌هاي ما در منابر و غير منابر همين‌ها است که چه واجب است و چه حرام است، اما اينها کمتر گفته شد اينها محل ابتلاي روز ما است مسئله روز ما است؛ آن‌طوري که درباره غيرت آمده آن‌طور که درباره نماز شب نيامده است، بله نماز شب فضيلت دارد اين قدر اين کار را بکنيد اين قدر در قيامت ثواب مي‌‌بريد، درست است سرجايش محفوظ است اما آن‌طوري که دستور غيرت آمده که درباره نماز شب نيامده است! نماز شب مستحب است و يک فضيلت بسيار خوبي است اما غيرت و مردانگي واجب است. فرمود اين کار را بکن، من شريک خون هستم.

روايت باب پنجم اين باب هم «عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ» عليهما السلام است، از  امام باقر (عليه السلام) روايت شده که فرمود: «إِذَا دَخَلَ عَلَيْكَ رَجُلٌ يُرِيدُ أَهْلَكَ وَ مَالَكَ فَابْدُرْهُ بِالضَّرْبَةِ إِنِ اسْتَطَعْتَ فَإِنَّ اللِّصَّ مُحَارِبٌ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص- فَمَا تَبِعَكَ مِنْهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ عَلَيَّ»[6]؛ اين را امام باقر، آن از امام صادق(عليهما آلاف التحية و الثناء) فرمودند. فرمود اگر خسارتي بود اگر مشکلي بود به عهده من. اين روايات دستور غيرت مي‌دهد ما اينها را کمتر شنيديم.

غرض اين است که واجبات سرجايش محفوظ است علي الرأس، آن مستحبات مستحب است علي الرأس، آنها را زياد گفتيم زياد شنيديم، اما غيرت و مردانگي واجب است آن‌قدر واجب است که امام فرمود خونش را بريز به عهده من. شما اين تعبير را کجا داريد ؟! «فَمَا تَبِعَكَ مِنْهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ عَلَيَّ» اگر خطري پيش آمد به عهده من.

همين روايت را حميري در قرب الاسناد از وجود مبارک امام باقر(سلام الله عليه) نقل کرد فرمود: «فَاقْتُلْهُ فَمَا تَبِعَكَ مِنْهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ عَلَيّ‏» بکش اگر خطري بود به عهده من.

اين طايفه از نصوص يعني اين طايفه از نصوص! فصل غيرت است فصل غيوربودن است فصل مردانگي است آن طايفه از نصوص فصل آزادگي است حريت است. ما يک کتابي بايد داشته باشيم باب آزادگي و حريت که حريت در اسلام يعني چه؟ يک کتاب بايد داشته باشيم باب غيرت، مردانگي يعني چه؟ اين روايت در اينجا مانده، سال‌ها است در اين کتاب‌ها مانده، وگرنه همان‌طوري که نماز و روزه واجب است اعتکاف مستحب است حج واجب است اينها را بارها گفتيم و إن‌شاءالله قبول باشد اما حريت در اسلام هم يک کتاب مي‌خواهد. حضرت اول فرمود: «أَلَا»، کيست که آزادمرد باشد اين سطل زباله نسل قبل را نگردد، برو بگرد خودت مال حلال را پيدا می­کني. خدا هم همين را گفته. اين‌طور دبشي زندگي کردن سطل زباله است برای نسل قبلي بود «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ» من آزادمرد مي‌خواهم؛ البته مستحبات و اينها سرجايش محفوظ است.

اين فصل حريت چيزي ديگر است که انسان از چيزي آزاد باشد. اين يکي. فصل غيرت که انسان در کجا غيور باشد اين هم چيزي ديگر است.

مطلب ديگر اين است که در نامه يازده علي بن ابيطالب(صلوات الله و سلامه عليه) به عزيزان سلحشور ما که دستشان روي ماشه است که من بارها به اين عزيزان شهدای موشکي گفتم «سلام الله عليه»! شما کدام صحابي داريد که اين قدر امامش را ياري بکند؟ اين‌طور در برابر دو درّنده بايستد بايستد بايستد هر دو را کنار بزند. اينها از بزرگاني‌ هستند که درود خدا بايد بر اينها باشد. اين بيان برای همه، مخصوصاً برای اينها است. اين يک کتاب ديگري مباحث ديگري است. فرمود ميدان جنگ است _ کل منطقه الآن که به لطف الهي يک مقداري آرام است اميدوار هستيم هميشه آرام باشد، ولي بالاخره دستور به همه ما است_ فرمود بالاخره انسان دشمن دارد و دشمن هم گاه و بيگاه حمله مي‌کند انسان بايد مواظب باشد، اين عزيزان بايد دستشان هميشه روي ماشه باشد، از ماشه دست برندارند. وجود مبارک حضرت امير در آن نامه چه مي‌فرمايد؟ آن نامه را براي رزمنده‌هايش نوشته است. اين «أَلَا حُرٌّ»، يک مسئله کلي است، اين مسئله غيرت هم يک مسئله کلي است ولي آنجا يک نامه خصوصي براي رزمندگان ميدان است.

 به اين جنگجوها فرمود به اينکه شما جنگجوهاي مواظب باشيد، بالاخره انسان شب و روز که نمي‌تواند مرتب بي‌خوابي بکشد خوابش مي‌برد. دستتان روي ماشه باشد مي‌خواهيد بخوابيد هم يک قدري بخوابيد اما چه‌طور بخوابيد؟ روزه‌دار اگر خواست ببيند اين غذا شور است يا تلخ است يا ترش است، آشپز خودش است کسي هم نيست، دارد غذايي درست مي‌کند نمي‌داند بي‌نمک است بانمک است چکار بکند؟ گفتند مي‌تواند يک مقداري مضمضه بکند. مضمضه يعني چه؟ يعني يک مقدار آب را بگيرد بر روي زبان بگذارد اين نيروي لامسه ذائقه که در زبان است درک مي‌کند که اين غذا شور است يا شور نيست. خوردن ممنوع، ولي مضمضه جايز است. اين را  مضمضه در حال روزه مي‌گويند.

يک وقت است که کسي سر پست است و بايد مرتب نگهباني بدهد. شب است خوابش مي‌برد فرمود بسيار خوب حالا اگر يک وقتي خسته شديد شما وقتي مي‌خواهيد ، در ماه مبارک رمضان در حال روزه وضو بگيريد دهن شستن مستحب است، اين آب را فرو مي‌بريد يا قرقره مي‌کنيد؟ قرقره مي‌کنيد، فرو نمي‌بريد. اين دو تا دستور رسمي نظامي را در نامه نوشت. براي فرماندهان ميدان جنگ نوشت. فرمود قرار ندهيد خواب، غفلت، عدم توجه را «إِلَّا غِرَاراً أَوْ مَضْمَضَةً» همان‌طوري که روزه‌دار حق خوردن و نوشيدن ندارد فقط حق مضمضه کردن و غرغره کردن دارد آيا در حال روزه انسان مستحب است وضو بگيرد، اين دهن شستن مستحب است يا نيست؟ بله. اما بايد غرغره بکند نه اينکه آب را فرو برود. فرمود رزمنده اين دستش بايد روي ماشه باشد، اگر خواست يک قدري بخوابد بايد خواب را غرغره کند، نخوابد، آب را مضمضه بکند نخورد، روزه‌دار آب را مي‌برد در دهن اما نمي‌خورد.

فرمود خواب ممنوع، غفلت ممنوع، بله، دستت که روي ماشه است يک کمي که خواست اين خواب به چشمت بيايد، در چشمت غرغره بکن بيانداز دور. مبادا بخوابي؟ اين صريح نامه يازدهم علي است. الآن ما يک چنين وضعي داريم اين عزيزان ما مبادا خداي ناکرده يک لحظه دستشان از روی اين ماشه برداشته بشود، هر لحظه بايد دستشان روی ماشه باشد. حالا يک وقتي يک کمي خسته‌اند اين يک حساب ديگري دارد. فرمود همان‌طوري که روزه‌دار نمي‌خورد ولي مي‌تواند بفهمد که اين غذا شور است يا نه، مضمضه مي‌کند، خواب را در چشم قرار ندهيد «النَّوْمَ إِلَّا غِرَاراً أَوْ مَضْمَضَةً» اين دو تعبير در همين نامه براي سلحشوران ميدان جنگ است. نوبتي کنيد عيب ندارد ولي مادامي که نوبت شما است اگر هم يک وقتي خسته شديد خواب را غرغره کنيد مضمضه کنيد و تف کنيد مبادا اجازه بدهيد خواب در چشم شما بيايد، همان‌طوري که روزه‌دار حق دارد غذا را نوک زبانش بگذارد ببيند اين غذا شور است يا شيرين، همين اندازه. اين عزيزان ما الآن دستشان بايد روي ماشه باشد. همين حضور مردمي که ذات اقدس الهی به حق قرآن و عترت همه شما علماي بزرگ و بزرگوار و همه آن آقايان و همه برادران و خواهران را مشمول عنايت ويژه اهل بيت قرار بدهد که اين دستورات را اين بزرگواران دادند. گاهي گفتند اگر دشمن آمد بکش به عهده من. چندين روايت است حالا ما نمونه‌هايي از اينها را خوانديم.

خود قرآن هم تعبير مي‌کند که ﴿مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ﴾، از اين بزرگ‌تر از اين احترام بيشتر! فرمود شما پيغمبرزاده هستيد پدر شما ابراهيم مسلحانه با بت‌پرستي مبارزه کرد، تبر داشت حالا شما امروز موشک داشته باش. او با تبر رفت شما هم پيغمبرزاده هستيد دست به تبر کنيد تبر شما موشک شما است. ﴿مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ﴾، نمي‌فرمايد ببينيد که ابراهيم پيغمبر چه گفت؟ مي‌فرمايد ببينيد پدرتان چکار کرد؟ يعني وقتي اسلام آورديد پيغمبرزاده‌ هستيد، اين کم حرف است؟! اگر بفرمايد که وجود مبارک سليمان اين کار را کرد وجود مبارک ابراهيم اين کار را کرد، البته آن هم نور است بالا سر، سرجايش محفوظ است ما تابع هستيم. اما وقتي به ما مي‌گويد شما آقازاده هستيد يعني دست به تبر باش، بت‌شکن باش ﴿مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ﴾، نگفت ملت ابراهيم! فرمود شما پيغمبرزاده هستيد راه پدرتان را برويد اين تبر دستتان باشد همين.

پس يک کتاب مي‌خواهد درباره حريت «الحرية في الإسلام ما هي؟» يک کتاب مي‌خواهد درباره غيرت «الغيرة في الإسلام ماهي؟» يک کتاب مي‌خواهد «الشجاعة و الشهامة في الإسلام ما هي؟». به حق قرآن و عترت خدا به اين عزيزان ما، فرد فرد مردان و زنان و دختران و پسران ايران اسلامي را عزت و جلال و شکوه دنيا و آخرت مرحمت کند و شما علماي بزرگ و بزرگوار را مشمول عنايت ويژه اهل بيت قرار بدهد، ولي الآن ما در يک زماني هستيم که خواب را بايد غرغره کرد مضمضه کرد، اين وظيفه ما است و قدرداني از اين عزيزان ميدان‌دار وظيفه ديگر ما است.

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته»

 

[1] . نهج البلاغه، حکمت456.

[2]. کتاب العين، ج8، ص164.

[3] . وسائل الشيعه، ج28، ص382.

[4] . همان.

[5] . همان، ص282و283.

1. همان، ص384.


دروس آیت الله العظمی جوادی آملی
  • تفسیر
  • فقه
  • اخلاق